ICTدر بيان شعر
کی می دونه که آی سی تی چیه ؟
خوراکیه ، پوشاکیه یا پیچ پیچیه؟
کی می دونه که آی سی تی کجاست؟
تو خونه ها یا کوچه ها یا ناکجاست؟اونایی که می دونند دستا بالا
بهشون باید بگم ای ول بابااونایی که نمی دونند غم نخورند
بهشون میگم اونا هم بدونندچند سالیست تو روستاها غوغا شده
سر این طرح جدید بحثا شدهدولت اومدو تو روستا کاری کرد
مردم روستاهارو اون راضی کرد
گفت که من پیشخون می خوام تو روستاها
که باشه گره گشای سختی ها
پست و پست بانک و مخابرات داره
تو بیا ببین که چیز کم نداره
رئیس اصلی شده مخابرات
که بده هم حقوق و هم تجهیزات
پست و پست بانکم شدند زیر گروهاش
که بدند یاری اونو یواش یواش
تجهیزاتشون که چیز کم نداره
با یه کلبه ی درویش فرق نداره!!!؟؟
می تونند همه بیاندو ببینند
تجهیزاته زیادمون رو بچینند!!!!؟؟
کارگزارا مسئول دفتراشند
پستچی و بانکی اندو هم فراشند
تا بتونند ازشون کار می کشند
گاهی وقتا،ازشون بار میکشند
تا میاند حرف بزنند می گند بشین
همتون دسته جمی اخراج میشین
از حقوقاشون نگفتن بهتره
از حد اداره کار هم کمتره
تا میگند حقوق کمه میگند خفه
پیمونکاره در به در پولش کمه
خلاصه غوغایی هست تو آی سی تی
حق و حق کشی شده ترانزیتی
(((ســــــلام )))